رضا زاده و ریاست فدراسیون وزنه برداری

امروز پازل اخبار مربوط به تلاش رضا زاده یک گام دیگر کامل تر شد و رضا زاده بصراحت از قصد خود برای ریاست فدراسیون وزنه برداری حرف زد. شاید رضا زاده، فارغ از تمام ابهامات و سئوالات موجود، یکی از برترین وزنه برداران تاریخ ایران و آسیا بشمار رود ، ولی ایشان تنها یک وزنه بردار است و بنظر نمی رسد مدارک تحصیلی که به خاطر عضویت در تیم ملی نصیب ایشان شده، در اندیشه و تفکر ایشان تحولی بوجود آورده باشد و این مداک باید بیشتر افتخاری بشمار آیند تا واقعی و نباید گول این گونه عناوین را خورد.

از یکسو باید درنظر داشت که آقای رضا زاده، علیرغم داشتن مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد، هنوز قادر به ارائه یک مطلب منسجم، حتی غیرعلمی نیست و الفاظ و عبارات ایشان بشدت بیانگر عامیانه بودن اندیشه ها، گفتار و حتی کردار ایشان می باشند و باید فرق گذاشت بین ایشان با افرادی مثل علی دایی که مدرک تحصیلی خود را مدیون توان فکری خود هستند نه زور بازو. لذا به نظر من آقای رضا زاده تنها می تواند وزنه بزند و حداکثر به عنوان یک مربی، بر وزنه برداران نظارت و آنها را راهنمایی کند و حتی نمی تواند سرمربی یا مدیر تیم ملی وزنه برداری شود زیرا سایر اصول و قواعد مربی گری و مدیریت را نمی داند.

از سوی دیگر تاریخ و تجربه نشان داده که حتی ورزشکاران بسیار توانمندتر و باسوادتر از رضا زاده نیز در اغلب موارد نتوانسته اند مدیران موفقی باشند و در مناصب و مصادر مدیریتی ناموفق بوده اند . هرچند گرایش کلی مسئولین ورزش ما ، علیرغم تمام ادعاها، پروپاگاندائیسم و پوپولیسم بوده و برای بقای خود نیازمند بهره گیری از چهره هایی مثل رضا زاده هستند ولی به نظر می رسد ریاست رضا زاده بر فدراسیون وزنه برداری آغاز افول این ورزش خواهد بود زیرا مدیریت عرصه هنرنمایی مغز است نه بازو.

نکته دیگری که باید درنظر داشت، این است که رضا زاده در عرصه های خاص موفق بوده و هرچند ممکن است ایشان از مظان برخی موارد برائت جسته باشند ولی هنوز این سئوال مهم وجود دارد که اولاً چرا ایشان در تست دوپینگی که منجر به محرومیت9 تن از  11 تن وزنه بردار تیم ملی شد (در مهرماه سال 1385) در این تست غیاب بود و ثانیاً چرا ایشان بلافاصله پس از این ماجرا از تمام مسابقات مهم ، به دلایل مختلف کناره گرفته و حاضر نشدند تا در رقابت ها شرکت کنند؟

شاید یکی از نقاط افتراق و تباین و تمایز جهان پیشرفته و با دیگران در این باشد که در جهان پیشرفته، هر هنری در جایگاه خود هنر است و در خارج از این چاچوب نباید ملاک ارزیابی قرار گیرد، اما در جهان غیرپیشرفته، داشتن امتیازات خاص می تواند هر هنری را تبدیل به ابزار پرقدرتی جهت رسیدن به خواسته هایی بکند که افراد لیاقتش را ندارند و از این رو است که در آرژانتین، معتادی که نمی تواند بر اعمال و رفتار خود کنترل داشته بتشد (مارادونا) به سرمربی گری تیم ملی کشورش تکیه می زند ولی در  انگلیس (مهد فوتبال جهان) مربی کاردانی که تبعه کشور دیگری است (اریکسون و کاپلو) بکار گرفته می شوند تا این تیم سامان یابد.

بهرحال بر این باورم که رضا زاده و امثال ایشان باید در جایگاه خود بکار گرفته شوند والا اگر این روندی که سازمان تربیت بدنی در پیش گرفته تداوم یابد احتمالاً مدیریت ورزش ما در ورطه ای خواهد افتاد که در سال های گذشته دچار آن شده بود و شاید لازم باشد آقایان بخود زحمت داده و تنها لحظاتی را بیاندیشند که چرا روسای فدراسیون های ورزشی موفق در سطح جهان، را افراد باتجربه تشکیل می دهند؟ البته تجربه از نوع مدیریتی نه از نوع زور بازو داشتن. شاید لازم باشد امروز ندبیری بیاندیشیم تا فردا قهرمان خوب کشورمان (رضا زاده) در مصاحبه ها، سخنان و رفتار خودش به سوژه جدیدی برای جوک و طنز تبدیل نشود. هرچند خود رضا زاده نیز راهی را می رود که بسیاری از آن ناکام برگشته اند و آگاه کردن وی از این مخاطرات این مسیر امری غیرممکن یا حداقل بسیار دشوار است.

/ 0 نظر / 10 بازدید