آیا خودمان تحمل داریم؟

ماجرای پرتاب لنگه کفش به آقای بوش در عراق، داستان جدیدی را باب کرده است و برخی ها با بزرگ نمایی این کار ، پرتاب کفش این خبرنگار را تا حدیک کار مقدس ارتقاء می دهند. من نمی دانم این خبرنگار و خانواده او در زمان صدام نیز شجاعت داشتند کوچک ترین اعتراضی علیه صدام و مقامات عراقی بکنند و یا نه؟ ( امیدوارم مدافعان ایشان به تعداد مبارزان عراقی در زمان گذشته اشاره نکنند و تنها بگویند خود آقای منتظر الزیدی و خانواده اش اهل مبارزه بودند و یا احیاناً عضو حزب بعث بودند)

از کسانی که در ایران ، این کار را که بیشتر نشانگر شارلاتانیسم و لات بازی است می پرسم که اگر یک روز در همین عراق و یا سایر نقاط جهان، افرادی در اعتراض به سیاست های کشورمان بر سر و روی مسئولین و مقامات ما ، لنگه کفش کوبیدند آیا تلویزیون ما مانند شبکه های آمریکائی، آن صحنه ها را هم نشان خواهد داد و یا نه ؟ و این دوستان از آن صحنه های احتمالی چه تفسیری ارائه خواهند داد؟

وقتی ما پرچم یک کشور را آتش می زدیم و زیرپا می انداختیم ، این کار را یک اقدام شجاعانه می دانستیم ولی وقتی در برخی کشورها همین کار را با پرچم ما کردند یادمان افتاد که ای وای توهین به پرچم کشور ما چه معنای بدی دارد و کمی از دامنه کارهای ناپسند خودمان برداشتیم. امر نیز شاید بهتر باشد به این نیز بیاندیشیم که اگر پرتاب کفش ، همانند پرتاب تخم مرغ گندیده و ... باب شود، مقامات ما نیز در معرض چنین اقدامی خواهند داشت. بهتر است به جای حمایت از شارلاتانیسم از تعقل و اندیشه حمایت کنیم و بگوئیم اگر آقای منتظر الزیدی به حرف ها آقای بوش و اقدامات آمریکائی ها اعتراض داشت، می توانست با طرح چند سئوال حرفه ای و پخته ، آقای بوش را در وضعیت آچمز قرار داده و بامادرست بودن سخنان ایشان و یا اقدامات آمریکائی ها را نشان دهد. بطور یقین این گونه اقدامات می توانست نتایج بهتری داشته باشد.

تنها یادمان باشد که در جنگ ما با آمریکا، عرصه ای که بیشترین شانس برای رقابت پایاپای و حتی کسب برتری را داریم، صحنه رقابت فکری است و گرنه در رقابت فیزیکی ما شانس چندانی برای رقابت مناسب نداریم. اگر مدعی هستیم ملت ایران دارای فرهنگ و تمدن چند هزار ساله است باید بدانیم که دفاع از شارلاتانیسم و استفاده از الفاظ چاله میدانی با ادعاهای ما تناقض خواهد داشت.

/ 0 نظر / 7 بازدید